رسما دهنم سرویس شد انقد وبلاگ خوندم.این چند روز در عین اینکه خیلی بیخود بود خیلی هم شلوغ بود.

دوستان با عرض شرمندگی خاک بر سرتون که تولدم رو تبریک نگفت حتی یک نفر

قهرم

فقط برای جوجه خان اما هرکی عشقش کشید بخونه:

عزیز دلم نفسم  عشقم.هستیِ من .۵/۶روزی هست ندیدمت.میبینی چقدر زود میگذره؟روز اول عید یادته که دیدمت و بهم یه تیشرت خوشگل عیدی دادی؟ روز دوم عید یادته که نزدیک بود همه چیز تموم شه؟قهر کردیم.من دیوونه ی دیوونه شده بودم.با آبجی قشنگه رفتیم یه لوکس فروشی دو ساعتی می شد که قهر کرده بودیم.نشستم جلو قفسه لیوانا و کلی گریه کردم.با گریه ازش پرسیدم این خوبه واسش بخرم؟نگاش کردم دیدم اشک تو چشاش جمع شده و یه جوری نگام میکنه انگار مُردم.گفت قرمزشو بخر قشنگ تره ولی ناراحت نباش مطمئنم آشتی می کنین.با اینکه دلداری بیخودی بود اما آروم ترم کرد.اشکام و نفسام داغ بود.اون لحظه فقط دوتا چیز از خدا می خواستم.یکی اینکه تو باشی و بغلم کنی و نذاری گریه کنم یکی دیگه اینکه پای کامپیوترم باشم و درد دلم و با وبلاگم و دوستایی که دارم قسمت کنم.به خدا داشتم روانی می شدم که برگردم خونه و برم بمیرم واسه خودم.یه ساعت بعد صدای زنگ قشنگی که برات گذاشتم و از تو کیفم شنیدم.خونه ی عمه عزت بودیم.نفسم بند اومد و فرار کردم تو اتاق خواب.۳/۴بار زنگ زدی تا جواب دادم.به خدا خیلی ازت ناراحت بودم.توقع داشتم وقتی ناراحت و افسرده ام تو کنارم باشی.باهات حرف زدم و گفتی میدونی که اشتباه کردی.یهو انگار به یه آدم رو به قبله ۲۰ سال عمر اضافی داده باشن خرکیف شدم.دوباره وسط قربون صدقه هات زدم زیر گریه و گفتم برات لیوان خریدم.یادته چقدر آروم و خوشحال شدی وقتی فهمیدی هنوز دیوونتم؟ دیشب صدای سرماخورده ی داغونت و خیلی دوست داشتم.از روز اول عید تی شرتی که بهم دادی تنمه.همه تعجب کردن.عاشق این نوشتن هام وقتی می دونم یه روز باهم از بازخونیش لذت می بریم.

جوجه خانِ منی و بی تو میمیرم.میفهمی؟

پ.ن : آقا این فیلم ۴شنبه های لعنتی فوق العاده بود.حتما ببینید.